گفتگوی انسان با خدا

تو گفتی ان غیر ممکن است**** خداوند پاسخ داد همه چیز ممکن است

تو گفتی هیچ کس واقعا مرا دوست ندارد****خداوند پاسخ داد من تو را دوست دارم

تو گفتی من بسیار خسته ام**** خداوند پاسخ داد من به تو ارامش میدهم

تو گفتی من توان ادامه دادن ندارم**** خداوند پاسخ داد رحمت من کافی است

تو گفتی من نمیتوانم خود را ببخشم**** خداوند پاسخ داد من تو را بخشیده ام

تو گفتی من میترسم**** خداوند پاسخ داد من کنارت هستم

تو گفتی من همیشه نگران و نا امیدم**** خداوند پاسخ داد به من تکیه کن

تو گفتی من به اندازه کافی باهوش نیستم**** خداوند پاسخ داد من به تو عقل داده ام

تو گفتی من احساس تنهایی میکنم**** خداوند پاسخ داد من هرگز تو را ترک نمیکنم

خدااااا

بهار

غغغغبهار بهاره امسال…موقع کاره امسال
بجای جو و گندم،کاشتنِ داره امسال…آه بهار بهاره امسال

یه خونه بی عزا نیس،یه سفره توش غذا نیس
جز اونا که امیرن،یه آدمه رضا نیس
شعر و ترانه مُردن،شاعرا رو شمردن
شبی که عروسی داشتن،به جشن گوله بردن…بهار بهاره امسال

دِه به دِه بچه ها شون بریده دست و پا شون
نصف شبا تو زندون در میارن چشاشون
یه کوچه نیس ببینی داغ جوون ندارن
این همه عاشق اونجا نام و نشون ندارن…بهار بهاره امسال

از اون همه قشنگیا خبر نیس
وطن نگو اونجا دیگه وطن نیس 
وطن نگو اونجا دیگه وطن نیس
تو کوچه هاش چوبه ی داره اونجا
آدم کشی خودش یه کاره اونجا…بهار بهاره امسال

برابری برادری دروغه
تو صف مُردنم بری شلوغه
منبر و مسجد مثل قبله گاهه
ارزش جون قیمت پَر کاهه
هیشکی به فکر هیشکی نیس عجیبه
آدم تو آب و خاکشم غریبه
بهار بهاره امسال

قوم مغول اومده باز دوباره
یخ زده مغز مردم بیچاره
آفت طاعون زده جالیزارو
با نعش مردم میسازن دیوارو
نه راه پس داری نه راه پیشی
حرف بزنی همونجا کشته میشی
بهار بهاره امسال موقعه کاره امسال
بجای جو و گندم،کاشتن داره امسال
بهار بهاره امسال