یاد من باشد فردا دم صبح... از کیوان شاهبداغ خان
یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا ، آب ، زمین
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت
خانه ی دل بتکانم از غم
و به دستمالی از جنس گذشت
بزدایم دیگر تار کدورت از دل
مشت را باز کنم تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش دست در دست زمان بگذارم
************
یاد من باشد فردا حتما
به سلامی ، دل همسایه خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق
بنشینم دم در ، چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل ما را با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست
************
یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم که دگر فرصت نیست
و بدانم اگر دیر کردم ، مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست که نیست ، پس از آن فردایی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 4:46 توسط سارا
|
سلام دوستای گلم خوش اومدید امیدوارم لذت کافی رو ببرید****